تبليغاتX
زادگاه من کرچک
 
زادگاه من کرچک
 
 
 

 

سلامی دوباره

 

هفته پیش با بچه های محل رفتیم فوتبال ... البته من پام یکم درد می کرد بازی نکردم ...

قبل از بازی هم یه گشتی توی محل زدیم ... که حاصل این گشت یه تعداد عکسه که با موبایلم

گرفتم..... یه چندتاش خوب دراومد ... گذاشتم توی این پست...

 

http://karchakbetasvir.blogfa.com

 

 

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 11:17  توسط حمید رضا بازیار و امین اکبری  | 
 

 

سلامی دوباره

 

نه به اینکه سالی یه بار هم نمی اومدیم و آپ نمی کردیم و نه به الان که ... البته یه جورایی یکی از

خواننده های خوب ما که ظاهرن از حرفم توی چند پست قبلیم دلخوره باعث شد که من دوباره شروع

کنم به نوشتن ... شاید تا رسما" ازشون عذرخواهی نشه منو نمی بخشه

 

بازم اومدیم با یه خبر خوش دیگه...

 

جمعه ای که گذشت یعنی ۱۵/۸/۱۳۸۸ توی روستا یه جشن عروسی داشتیم عروس خانم ... خانم

فرشته ورزگر بود و آقا دوماد هم آقای میثم فرامرزی از جوونای روستای سنگ کتی ...

این دو عزیز ما بعد یه دوران نامزدی و قبلشم یه دوران عشق الونه  جمعه ای که گذشت جشن

عروسی شون رو برپا کردند...

 

به امید خوشبختی واسه جفتشون

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 12:24  توسط حمید رضا بازیار و امین اکبری  | 
 

با سلام

 

توی این پست خواستم یادی از اونایی بکنم که طی دو سال اخیر در روستا کنارمون بودند ولی در حال

حاضر نیستند هر چند یاد و خاطره هاشون همیشه در ذهنمون جاریه...

 

http://images6.theimagehosting.com/01.d36.gif

زنده یاد حاجی حیدر اکبری ( بزرگ خاندان اکبری )

تاریخ درگذشت ۱۳/۵/۱۳۸۷

 

http://images6.theimagehosting.com/PDVD_060.gif

زنده یاد احمد مرادی

 

 

http://images6.theimagehosting.com/08082009(070).gif

زنده یاد غلام حسن محمدی

 

http://images6.theimagehosting.com/08082009(072).gif

زنده یاد حاج قربان حسین زاده

 

 

http://images6.theimagehosting.com/08082009(078).gif

زنده یاد مشهدی نجیبه حسین زاده

 

 

http://images6.theimagehosting.com/08082009(076).gif

زنده یاد حاج یوسف یوسفی

 

زنده یاد کدخدا محمد علی محمدی

 

برای شادی روح تک تکشون فاتحه می خوانیم ....

 

 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 13:4  توسط حمید رضا بازیار و امین اکبری  | 

 

سلامی دوباره

 

توی این پست می خوام از یه اثر تاریخی که تا چند وقت پیش در حال از بین رفتن بود ولی با تلاش

دهیاری و شورای محل نه تنها جلوی این فاجعه گرفته شد بلکه با ثبت در میراث فرهنگی به یه اثر ملی

تاریخی تبدیل شد حرف بزنم..... سقا نفار ...

یه کار خوبی که توسط سازمان میراث فرهنگی انجام شد بازسازی و تعمیرات اساسیه سقا نفار بود.

راستش از خیلی وقت پیشا دهیاری و شورای روستا در تلاش بودند که سقا نفار را با بودجه دهیاری

بازسازی کنند ولی با تماسهایی که با میراث فرهنگی صورت گرفت اونها با بررسی ها و کارشناسی

های فراوون نهایتا"  این اثر تاریخی رو  ثبت کردند و با بودجه خودشون مشغول به بهسازی و بازسازیه

این یادگار تاریخی توی کرچک شدند...

 با تماسهایی که با دهیاری داریم ... دارن تلاش می کنند که( آقادار ) رو هم که توی آستانه سر هست

 رو مثل سقا نفار جزء آثار باستانی در میراث فرهنگی ثبت کنند به امید اون روز.

 

این هم چند تا عکس بعد از بازسازی ( البته اونجور که باید خوب بازسازی نکردند ولی انصافا" از قبلش که

 داشت فرو می ریخت خیلی خیلی بهتر شد )

 

http://images6.theimagehosting.com/08082009(012).gif

 

http://images6.theimagehosting.com/08082009(014).gif

 

http://images6.theimagehosting.com/08082009(016).gif

 

http://images6.theimagehosting.com/08082009(019).gif

 

http://images6.theimagehosting.com/08082009(020).gif

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 10:4  توسط حمید رضا بازیار و امین اکبری  | 
 

با سلامی دوباره

 

امروز با سه تا خبر خوش اومدیم

راستش... از چند وقت پیش زمزمه های مبنی بر اینکه مهندس ما هم داره  قاطی مرغها میشه به گوش

می رسید...

که دیدیم آره...

 

جمعه ای(۸/۸/۱۳۸۸)  که گذشت ... جمعه جالبی بود آخه حمیدجون  و کریم جون و خانم سحر بابا

گلی ... بلاخره رفتن خونه بخت به سه نفرشون تبریک می گیم ایشالاه خوشبخت بشن و زنده

باشن و زندگی کنن هزار سال

اینو هم بگم که توی جشن عقد مهندس شرکت نداشتم و قسمت نبود ولی به جاش شب جمعه به

همراه خانم و بر و بچ توی جشن و بعله برون کریم بودیم و جاتون خالی خیلی خوش گذشت

به امید اینکه هیچوقت لبخند از لبای هر شش تاشون جدا نشه

 

البته تا یادمون نرفت باید بگم ۸/۸/۱۳۸۸ امسال مصادف شده بود با تولد امام رضا (ع) که هرچند چند

روزی گذشت ولی به همه دوستدارانش این روز رو تبریک می گم.

فعلا" بای

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 11:33  توسط حمید رضا بازیار و امین اکبری  | 

 

 

یه تعداد عکس از محرم ۸۷ توی کامپیوترم داشتم    گفتم بد نیست  توی این پست بذارم

راستی این عکسهارو مهندس حمید گرفته...

 http://images6.theimagehosting.com/P1030533.gif

http://images6.theimagehosting.com/P1030710.gif

http://images6.theimagehosting.com/P1030680.gif

http://images6.theimagehosting.com/P1030672.gif

http://images6.theimagehosting.com/P1030664.gif

http://images6.theimagehosting.com/P1030617.gif

http://images6.theimagehosting.com/P1030605.gif

http://images6.theimagehosting.com/P1030651.gif

http://images6.theimagehosting.com/P1030509.gif

http://images6.theimagehosting.com/P1030513.gif

http://images6.theimagehosting.com/P1030503.gif

http://images6.theimagehosting.com/P1030487.gif

http://images6.theimagehosting.com/P1030450.gif

http://images6.theimagehosting.com/P1030486.gif

http://images6.theimagehosting.com/barobach.b3d.th.gif

http://images6.theimagehosting.com/xcvxc.gif

http://images6.theimagehosting.com/sdf.725.th.gif

http://images6.theimagehosting.com/sfdsd.th.gif

http://images6.theimagehosting.com/P1030606.th.gif

http://images6.theimagehosting.com/P1030531.th.gif

http://images6.theimagehosting.com/P1030466.th.gif

http://images6.theimagehosting.com/P1030461.th.gif

http://images6.theimagehosting.com/P1030578.th.gif

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 16:57  توسط حمید رضا بازیار و امین اکبری  | 
 

سلام

 

وقتی خواستم که بنویسم  اولین جمله ای که به ذهنم اومد همونی بود که در عنوان مطلب نوشتم...! 

نمی دونم  چرا؟

بگذریم... کاش می شد ما آدما واسه هر چیزی دنبال دلیل نمی گشتیم اونوقت ...دل ...خیلی از

مشکلات رو حل می کرد... مگه نه ؟

 

از همه اونایی که می امدن سر می زدن ... خیلی خیلی ممنونیم

حضورمون نزدیک به دو ساله کمرنگه ... می دونیم ... و امید که این شروعی  باشه ... سبز  ...

(((( باید در مشکلات گاهی سکوت کرد   شاید خدا حرفی برای گفتن داشته باشد ))))

 

 

در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره  روح را در انزوا می خورد و می تراشد این زخمها را نمی توان به

کسی گفت و اگر هم به کسی بگویی مردم به سبیل عقایدت می خندند و....٬

هدایت

 

 

خواستم در این پست از خودم بگم و نه از کرچک ... ولی ... دیدم این پست هم مربوط به کرچکه ... 

چون من وجودم برخواسته  از کرچکه.

 

 

و اینچنین

برای همه لحظه هایی که سکوت می کنیم

 

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 0:54  توسط حمید رضا بازیار و امین اکبری  | 

 

سلام

محرم امسال نيز مثل همه محرمهاي سالهاي قبل با فوراني از پرسش و نياز اومد و حال با پررنگتر كردن همه ابهامات ديني و روايتي تموم شد ولي اينبار نيز با عشق حسين نه با درك و شناخت واقعي از حركت حسين كه اگر به راستي اينگونه بود حال و روز ما اين نبود و نخواهد بود ( اين كلمه ما صرفا" خودم هستم شما و ديگران را نمي دانم ) ...

 وحال ما مانديم با خاطراتي از اين روزها در گوشه اي از ذهنمون ...

 خاطراتي برفي دركنار پرچمهاي سياه  ...

 

 

تعدادي عكس از اين لحظات در تاسوعا و عاشوراي حسيني

 http://i31.tinypic.com/doszur.jpg

http://i27.tinypic.com/zmy34x.jpg

http://i26.tinypic.com/23h80ac.jpg

http://i31.tinypic.com/2ylo0nd.jpg

http://i30.tinypic.com/28rk3d4.jpg

http://i28.tinypic.com/10sdl76.jpg

http://i30.tinypic.com/2v3hqms.jpg

http://i3.tinypic.com/71qqss7.jpg

http://i28.tinypic.com/fkwnpg.jpg

http://i28.tinypic.com/mcgkk8.jpg

http://i27.tinypic.com/wa4t9l.jpg

http://i30.tinypic.com/s49li0.jpg

http://i25.tinypic.com/212bcc7.jpg

http://i26.tinypic.com/9zwxfq.jpg

http://i31.tinypic.com/2hnbaxh.jpg

http://i25.tinypic.com/29c2rm0.jpg

http://i30.tinypic.com/2crkoyc.jpg

http://i30.tinypic.com/2crkoyc.jpg

http://i27.tinypic.com/admgeu.jpg

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 21:51  توسط حمید رضا بازیار و امین اکبری  | 

 

با سلامي دوباره

محرم86 هم اومد و همراه خودش دهه اول محرم كه برابر است با ايام سوگواري و عزاداري سيدالشهداء حضرت امام حسين و 72 تن از يارانش را نيز آورد.

هرساله توي اين ايام اونايي كه به بهانه هايي از روستا و فضايي فيزيكي آن دور هستند به زادگاه خود و يه جورايي هم شايد به خوابگاه ابدي خود، در آينده اي كه كسي از آن خبر ندارد بر مي گردد ... بر مي گردد شايد هم فراموشش نشود كه از كجاست و روزي نامعلوم همين جا توي يه گوشه اي نه خيلي دور كنار درختان بلوط زير اون بيد بلند نزديك همه اونايي كه يه روزي در همين روستا متولد شدند و الان چه آرام وچه بي غل و غش خوابيدند آرام مي گيرد... به راستي خلاء وجوديشان را 100 سال ديگر چه كسي حس مي كند؟

محرم امسال با سرماي خاصي شروع شد همراه با برف و بوران ... سرمايي كه هنوز كه هنوزه ادامه دارد.

هوا بس ناجوانمردانه سردست ... اگر دست محبت سوي كس يازي به اكراه آورد دست از بغل بيرون كه سرما سخت سوزان است...

.....

هميشه يه سوال وجود داشت درباره امام حسين و حركت انقلابي اش كه هيچوقت جواب درستي به آن داده نشد اون سوال هم اينكه :

چرا در طول تاريخ با وجود اينكه اتفاقات و حوادثي فجيع تر از حادثه كربلا حادث شد ولي هيچكدام از آن انقلابيون وحركتهاي انقلابي به گونه اي كه كربلا و حسين در ذهن ها و قلبها جريان دارد شكل نگرفته و اينگونه زنده نمانده است؟ 

 

 

چندتا عكس از مراسم سينه زني محرم 86 در كرچك

 

 

 http://i4.tinypic.com/7yg9gsm.jpg

http://i16.tinypic.com/6pu38js.jpg

http://i3.tinypic.com/80xmebl.jpg

http://i16.tinypic.com/82u4qz4.jpg

http://i8.tinypic.com/8aa8vwo.jpg

http://i1.tinypic.com/71z1h7d.jpg

http://i1.tinypic.com/8akovf4.jpg

http://i9.tinypic.com/6sagbdd.jpg

http://i7.tinypic.com/8ev1tlg.jpg

 http://i15.tinypic.com/8etq9hz.jpg

http://i7.tinypic.com/869a7tz.jpg

http://i9.tinypic.com/6jy5q91.jpg

http://i13.tinypic.com/6jmi6q9.jpg

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 17:55  توسط حمید رضا بازیار و امین اکبری  | 

 

با سلام خدمت تمامي دوستان و اهالي محترم روستا و تمامي بازديدكنندگان اين وبلاگ در سرتاسر دنيا

بارديگر با غيبتي طولاني اومديم

آخه توي اين مدت سرمون خيلي شلوغ بود ...

راستش يه اتفاق غيرمنتظره بعد از 12 سال توي روستا و كلا" توي مازندران پيش افتاد كه ما رو دست به قلم كرد و يه جورايي به اينجا كشوند اونهم اومدن برف از آسمون در نزديكاي 4 بامداد امروز 16 دي ماه 86 بود... والا دلمون نيومد با ديدن اينهمه زيبايي و شكوه نياييم و حرفي نزنيم و از درگاه ايزد يكتا شكرگذار نباشيم.

بارش برف و در حال حاضر هم پوشش 30 سانتي يا كمتر و بيشتر برف، توي كل شهرهاي مازندران بخصوص توي روستاي خودمون يه حس و حال خاصي به وجود مون و به قلب و احساس اونايي كه با عشق به زيبايي زندگي مي كنند هديه كرد...

3 تا خبر خوش هم داريم ... هر سه تا هم بر مي گرده به ازدواج چندتا از اهالي روستا

اوليش مربوط مي شه به ازدواج و جشن عقد خودم توي 5آذر ماه 86 دوميش هم مربوط مي شه جشن عقد دوست خوبمون آقاي ايمان يزداني و سوميش هم مربوط مي شه به جشن عقد آقاي امير محمدحسيني ...از طرف خودم و مهندس بازيار به اين دو تا دوست عزيز و خانواده محترمشون تبريك ميگم. با آرزوي خوشبختي در تمامي لحظات زندگي براي اين دوستان.

 اين هم چند تا عكس از بارش برف امروز توي روستا

 

 

 

http://i14.tinypic.com/86qnqjt.jpg

 

http://i8.tinypic.com/6lx192o.jpg

 

http://i6.tinypic.com/7w4s9vq.jpg

 

http://i3.tinypic.com/8au143r.jpg

 

http://i6.tinypic.com/7w4s9vq.jpg

 

http://i6.tinypic.com/7w4s9vq.jpg

 

http://i11.tinypic.com/6ov5u6x.jpg

 

 http://i6.tinypic.com/7w4s9vq.jpg

 

http://i7.tinypic.com/6lwfzph.jpg

 

http://i11.tinypic.com/73abx9z.jpg

 

http://i8.tinypic.com/81gcwsp.jpg

 

http://i11.tinypic.com/73abx9z.jpg

 

http://i16.tinypic.com/6ww5wll.jpg 

 

 http://i18.tinypic.com/85oj9qx.jpg

 

http://i4.tinypic.com/82dv0aq.jpg

http://i2.tinypic.com/8eafsib.jpg

http://i5.tinypic.com/7xv8dc3.jpg

http://i1.tinypic.com/85a9xj6.jpg

http://i9.tinypic.com/7wjmogh.jpg

 |+| نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 22:37  توسط حمید رضا بازیار و امین اکبری  | 
 
  بالا